مکالمات روزمره
مکالمات روزمره ما بدینگونه است:
موقعیت: صبح بعد از بیدار شدن
نیما: مامان دیره؟!
من : بله مامان پاشو حاضر شو
نیما : خیلی دیره ؟!!
من : بله مامان پاشو حاضر شو
نیما: خیلی خیلی دیره؟؟
من:....
نیما: خیلی خیلی خیلی دیره؟؟...
....
موقعیت : داخل ماشین در حال حرکت
نیما: از خونمون دور شدیم؟
من : بله مامان
نیما: خیلی از خونمون دور شدیم؟!!
من : بعله ....
نیما: خیلی خیلی از خونمون دور شدیم؟
من:..........
نیما: ............
و من گاهی نمی دونم چطوری می تونم اندازه ها را به صورت نسبی قابل فهم برای نیما تعریف کنم.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۳/۲۵ ساعت 12:30 توسط نازنين
|
تو یکی از روز های مرداد سال ۸۰، من که یک نفر بودم با یک نفر دیگه شدیم دونفر و زندگی دونفره شیرینی را شروع کردیم.