راستش اینجا اگر چه نامش روزانه های ما سه نفر هست اما یه جورایی مختص آقا نیما شده . اما سعی می کنم که دوباره به اسم وبلاگ اعلام وفاداری کنم و ....

الان ما در مرحله رهایی و کندن پوس*تمان هستیم . اساس منزل را می خواهیم بفروشیم و چون تا به حال از این کارها نکردیم بسیار سختمان است راستش از ترسش هنوز هیج کاری را شروع نکردیم. تعطیلات پشت تعطیلات را به استراحت می گذرانیم و تنها حجم بالای کارهاست که نگران و نگران ترمان می کند. ما تمام وسایل خونمون را باعلاقه خریدیم و برای تک تک شون از موقع خرید تا الان کلی خاطره داریم یه جورایی انقدر دوستشون داریم که می خواهیم وقتی کسی آنها را می خرد هم همانقدر دوستشان داشته باشد اما .... خلاصه که امیدوارم این مرحله هم با آرامش بیشتری در زمان مقررش تمام شود.